رمان جدید آقای دولت آبادی با نام ( نان و دشنه ) در مرحله اولیه چاپ می باشد
برشی از رمان «نان و دشنه»
✍سرمزار آرمیده بر دامن کوه های استوار ششتمد. در زیارت امام زاده چیزی نهفته است. حسی آمیخته با قداست روح. احساسی که کینه را می شوید. دریچه هایی در روح آدم باز می شوند که زاغ و زغن یأس از آن بیرون می پرند و جای خود را به پرندگان خوش خط و خال امید می دهند. در این فضا انسان دوست ندارد به بدی و شرارت فکر کند. هر چه را می بیند زیباست. هر چه را می شنود موسیقی آرام بخش جان است. از غیبت و بد و بیراه گویی بیزار می شود. صحبت از زور گویی و خوردن حق دیگران نیست. فاصله ی آقا و نوکر کم می شود. در چشم مردم حبیب خان و غلام زالی تفاوت چندانی ندارد. لقمه ی چرب ارباب و نان و دوغ فقیر توفیری نمی کند. چشم هایی که تا دیروز نا پاک بودند، امروز بی آن که از کسی بترسند جز منظر سبز چیزی نمی بینند. بی گمان این احساسات بی پیرایه در وجود کسانی است که تنها به قصد زیارت آمده اند.سرمزار از آنچه گمان می رفت شلوغ تر شده بود. همه جور آدم سر بر هم گذاشته بودند. تقریبا در فضای اطراف مزار جایی برای تازه وارد ها نبود. آنها که زودتر می آمدند در جایی بهتر ساکن می شدند. اگر رعیت بودند به احترام خان و خان زاده ها می توانستند جای خود را به آنها بدهند. سر و صدا و قیل و قال مردم تمام شدنی نبود. سرمزار ی ها میزبانان خوبی برای زائران به حساب می آمدند. ذبیح خان تنها در این اندیشه بود که آبروی آبادی را به جا آورد. دائم در رفت و آمد بود تا چیزی کم و کسر نباشد. اباصلت را مأمور کرد تا به آب و علیق حیوانات برسد. امام زاده دوست و دشمن را در کنار هم جا می داد.......»
🔸رمان «نان و دشنه» اثر فاخر نویسنده نام آشنای دیارفرید خراسان، مرتضی دولتآبادی بزودی چاپ و در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
به نقل از پایگاه خبر آوای فرید
https://avafarid.ir
#مرتضی_دولت_آبادی
#رمان_نان_و_دشنه
#نان_و_دشنه