پاييزان

يـاران ! نفس تگـرگ را مي شنـوم

لرزيـدن شـاخ و برگ را مي شنـوم

 

از بـاغ كـه در تصرف پـاييـز است

هر لحظه صداي مرگ را مي شنوم

 

مرتضي دولت آبادي ( جانفزا )